كريستوفوروس دي هونِستيس
كريستوفُورو دي دُمنيكو اونِستي. پزشك ايتاليايي (وفات: 1392). در آغاز سدهٴ چهاردهم، بهگفتهٴ برخي در بولونيا و بهگفتهٴ ديگران در فلورانس زاده شد. در سال 1367 در بولونيا درجهٴ دكتري بهدست آورد، كه در آنجا زير نظر توماسو دل گاربو مشغول تحصيل طب بود. او در شرحش بر
قرابادين ابن ماسويه كهين (يازدهم ـ1) بارها از اين استاد ياد ميكند.
او در بولونيا منطق، فلسفه و طب تدريس ميكرد و نامش بارها، در اسناد دانشگاه بولونيا در سالهاي 1371 تا 1384 آمده است و با نامهاي ماتئو، بارتولوميو و پيترو وارينيانا و ياكوپو مونتهكالدو همراه است.
ممكن است كريستوفوروس در حدود سال 1380 مدتي در پروجا تدريس كرده باشد. در فاصلهٴ سالهاي 1385 و 1389 در فلورانس تدريس ميكرد؛ آنگاه، به بولونيا بازگشت و در سال1392 در آنجا درگذشت و در كليساي سان دومينيكو به خاك سپرده شد.
معروفترين اثر كريستوفوروس، كه آن را احتمالاً در حدود 1386 در فلورانس نوشته، شرحش بر
قرابادين ابن ماسويه كهين (يازدهم ـ1) است. او بحثش را با توضيح لغت قرابادين شروع ميكند؛ آنگاه، فهرست مبسوطي از بهترين مرجعها بهدست ميدهد و نيكولاي سالرنويي (دوازدهم ـ1) را سخت ميستايد. يادداشتهاي او در وهلهٴ نخست عبارت است از توصيف گياهاني كه از آنها مواد دارويي بهدست ميآيد، جايي كه ميرويند، شكل و شمايل آنها، به چه صورتي به كار ميروند، يعني بهصورت خمير، قرص، شربت و غيره. همچنين، در هر مورد مقدار مصرف و بهترين روش مصرف آن را ذكر ميكند. در برخي موردها ميگويد كه نسخه ديگر به درد نميخورد چون اجزاي سازاي آن بهدست نميآيد، يا نسخههاي بهتري پيدا شده است.
در برخي چاپها، مثلاً چاپ سال 1525 ليون، تقريباً در هر بند ((اضافاتي)) وجود دارد كه پيداست بهوسيلهٴ يك نويسندهٴ بعدي نوشته شده است.
تعدادي از نوشتههاي او چاپ نشده است. يكي از مهمترين اينها درباب زهرهاست، دربارهٴ موضوعهاي مختلف مربوط به ماهيت زهر، جذب شدنش در قلب، هواي آلوده، جانوران، گياهان و كانيهاي سمي. ديگر اثرهاي چاپنشدهاش عبارت است از اندرز كريستوفوروس دي هونستيس به دانشجويان؛ درباب داروهاي محرك (به ايتاليايي)؛
دستور تندرستي (به ايتاليايي) و بقراط. مسئلههاي مربوط به فن اول و دوم از كتاب اول قانون ابنسينا كه دانشجويي به نام توماسو در سردرس او در بولونيا تهيه كرده است.
جوواني مارتيني دي فراري پارمايي، كه در اواسط سدهٴ پانزدهم برآمد؛ كتاب درباب زهرها را انتحال كرد و سانته آروئينوي پزارويي هنگامي كه در حدود 1425 رسالهٴ مشروحش را در باب زهرها تأليف ميكرد، آن را بر ساير آثار معاصر ايتاليايي ترجيح داد (چاپ اول، ونيز 1492).